یک داستان چینی

یک داستان چینی
نمایه ای از خرد باستان

یک پیرزن چینی دوکوزه آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد

یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همه آب را در خود نگه می داشت .

هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود.....................  

(ادامه مطلب یادتون نره جالبه...)   

 

  پ.ن.1 تعطیلات دیگه زیادی شده و حوصلمو سر برده..... 

پ.ن.2

دل من حالش خوشه  اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

اما بازم به خودش میادو سوسو میزنه

باز حیاط خلوت سینمو جارو میزنه

میگمش تا کی میخای عاشق بشیو بشکنی

به روی خودش نمیاره و میگه با منی؟

 

پ.ن.3 خدا جونم دلم برات خیلی تنگ شد...من بنده ی خوبی برات نیستم ....دوسم داشته باش مثل همیشه...

پ.ن.3 هروز یه لبخند به آینه تحویل میدهیم ودر جواب لبخند تحویل میگیریم....زندگی یعنی این...

 

 

ادامه داستان: 

دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد .

البته کوزه سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.

ولی بیچاره کوزه ترک دار از خودش خجالت می کشید . از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد .

پس از دوسال سرانجام روزی کوزه ترک دار در کنار جویبار به زن گفت :

من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم .

پیر زن لبخندی زد و به کوزه ترک دار گفت :

آیا تو به گل هائی که در این سوی راه ، یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است .

من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.

دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام  و خانه ام را با آنها

 آراسته ام .

اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت .

هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم

ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی

ما را دلپذیر و شیرین می سازد . 

ما باید انسان ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم .

برای همه شما کوزه های ترک برداشته آرزوی خوشی می کنم و یادتان باشد که گل هائی را که در سمت شما روئیده اند ببوئید. 

از کاستی های خود نهراسیم

زیرا خداوند در راه زندگی ما

گل هائی کاشته است

که کاستی های ما آنها را می رویاند . 

 

  

نظرات 13 + ارسال نظر
بابک 1388/11/04 ساعت 01:28

سلام جالب بود.

سلام
دیگه این حرف من که تکراریه هم تکراری شد و متنای تو...
یکی بگه به توچه؟!
مگه برای من می نویسی!(شکلک خنده)
تعطیلات این دفعه برام زیاد نیست
کم هم هست
دلم می خواد تموم نشه
چون فکر می کنه قراره با یه عالمه ترس و درس و ...
بی خیال

اما بازم لطف کردیو در لفافه گفتی تکراریه !!!

سلام...اهل اس ام اس هستی؟دوست داشتی بیا یه سر اس ام اس های منو ببین...همشو خودم ساختم!!فقط اگه خوشت اومد کامنت یادت نره ها!خوشت نیومد هم انتقاد پذیرم!

دهقانی 1388/11/04 ساعت 16:50

سلام
ممنون خانم صفری که بهمون امیدواری میدین......................!
ولی فکرکنم کارماکه از ترکواینا
گذشته.<<<بلانسبت شما ٬٬شدیم یه چیزی شبیه آبکش>>!
آره زورگاره دیگه چیکارمیشه کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وامادرادامه.....
خداییش تعطیلات تازه داره حال میده هرچند دلم برای...........................................(بیخیال*)
درمورد دیگرمطالبتون هم که هیچی!!!!!

سلام
خاخش میکنم
شدین ترش والا ؟(درست گفتم؟؟؟؟)
نه بابا آخه چرا؟؟؟شما که سنی ندارین که؟!!!D:
(راستی وجه شبهش چی بود؟؟؟؟)

D:
اووووووووووه اوووووووووووووه دوباره دارین مشکوک میزنینا!!!!
دلتون برای.....?!?!?!?!?!?(شنونده عاقله و سعی میکنه موضوعات قبیحه برداشت نکنه!!!!!)

دهقانی 1388/11/04 ساعت 21:06

بابا شمامارو بیچاره کردین!
یه سوال ازامن شنونده عاقل دارم:::<::
(((((فقط می خاستم بدونم این شنونده محترم به چه چیزایی فکرنکردن!!باورکنین فقط همین!))))
راستی٬آره والا٬همه حرف ماهم همینه که<<ده٬آخه ماکه سنی نداریم!!!)
والبته کم کم دارین باتلفظای عجیب غریب ماروهم توشک میندازین!
تلفظ صحیح:
.
.
.
.
.
<<<<توروش باله>>>>البته خودمم تو تلفظ این کلمه مشکل وکمی هم شک دارم٬خلاصه شاید این تلفظ (بری تیش)باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!دیگه........!

وا ما اصولا ادم متفکری هستیم....!!!!!۱
oh realy??but i think this is american!

دهقانی 1388/11/04 ساعت 21:10

سلام راستی یادم رفت وجه شبهه روبهتون بگم.......!!!
خب معلومه دیگه!
احتمالا به خاطراین که گلای زیادیو سیراب میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(وای!چقدرخودمو بالا بردم...>>>>>>>>>)

بله بله .......!!!حق با شماس...!!!D:

لبخند جواب لبخند....
کاری که فقط آینه ها بلدند...

چرا فقط آینه ها؟انسانها هم بلدند.....
اکثر کساییی که بهشون لبخند بزنی در مقابل لبخند میزنن...من تجربه کردم

مهدی 1388/11/05 ساعت 09:30 http://mehdich5832.blogfa.com

odgd ,f rak'd nhvd

لبخندی که آینه تحویلت می دهد همانقدر واقعی است که لبخند تو واقعی است. ولی لبخند اکثر کسایی که بهشون لبخند بزنی چی؟
بدبینی نیست.واقعیته...من تجربه نکردم.

راست میگین اینو قبول دارم...

چه عجب یکی از حرفای مارو قبول داشتین

...............!

سیدداوددهقانی 1388/11/06 ساعت 04:30

سلام
بااجازه لینک شدین!!!!
راستی آپم٬خوشحال میشم بهم سربزنین...

خیلی ممنون
حتما...

SAJJAD 1388/11/07 ساعت 11:17 http://www.MLBK.blogsky.com

sorry
wbloget Behtarin wobe Asia na Jahane...
Khoob shod?!

..................!

...............! یعنی چی اونوقت؟؟؟؟

:دی
یعنی نمیدونستم باید چی جواب بدم..
این همان سه نقطه معروف است....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد